تهران - حکیمیه - بلوار شهید برادران بابائیان - خیابان افق - پارک علم و فناوری سلامت - طبقه ششم شمالی
فهرست مطالب

نقش همکاری پزشکان و تولیدکنندگان در توسعه تجهیزات پزشکی

توسعه تجهیزات پزشکی با بسیاری از صنایع دیگر تفاوت اساسی دارد. در این حوزه، طراحی یک محصول صرفاً بر اساس ویژگی‌های فنی، مواد اولیه یا قابلیت تولید کافی نیست؛ محصول باید در محیط واقعی درمان، توسط کاربر واقعی و در شرایطی که ممکن است با محدودیت‌های زمانی، فنی و بالینی همراه باشد، ایمن و قابل استفاده باشد.

به همین دلیل، ارتباط میان پزشکان، متخصصان، پرستاران، کارشناسان آزمایشگاه، مدیران مراکز درمانی و تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی، بخشی مهم از فرآیند توسعه محصول محسوب می‌شود. استانداردها و راهنماهای بین‌المللی نیز بر شناخت نیازهای کاربران، مدیریت ریسک، مهندسی عوامل انسانی و ارزیابی عملکرد محصول در چرخه عمر آن تأکید دارند.

در حوزه درمان ناباروری، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بسیاری از تجهیزات مصرفی مانند کاتترهای انتقال جنین، کاتترهای IUI، نیدل‌های پانکچر و تجهیزات مورد استفاده در نمونه‌برداری، مستقیماً در فرآیندهای حساس بالینی مورد استفاده قرار می‌گیرند. بنابراین، تجربه پزشک و تیم درمان می‌تواند اطلاعات ارزشمندی برای شناسایی نیازهای واقعی و بهبود طراحی محصول در اختیار تولیدکننده قرار دهد.

 

چرا صدای پزشک در توسعه تجهیزات پزشکی اهمیت دارد؟

پزشک و تیم درمان، محصول را از زاویه‌ای متفاوت با مهندس یا تولیدکننده مشاهده می‌کنند. تولیدکننده ممکن است بر ویژگی‌هایی مانند مواد اولیه، فرآیند تولید، تلرانس ابعادی، بسته‌بندی و الزامات کیفی تمرکز کند؛ در حالی که پزشک با سؤالاتی مانند این موارد مواجه است:

  • آیا محصول در شرایط واقعی کاربری به‌راحتی قابل استفاده است؟
  • آیا طراحی محصول با تکنیک مورد استفاده پزشک سازگار است؟
  • آیا کنترل و هدایت محصول به اندازه کافی قابل پیش‌بینی است؟
  • آیا استفاده از محصول نیازمند مراحل اضافی یا پیچیده است؟
  • آیا بسته‌بندی و آماده‌سازی محصول با روند کاری مرکز هماهنگ است؟
  • آیا اطلاعات روی بسته‌بندی و دستورالعمل استفاده، واضح و کاربردی است؟
  • در چه شرایطی احتمال خطای کاربری افزایش پیدا می‌کند؟
  • چه ویژگی‌هایی در محصول فعلی باعث اتلاف زمان یا دشواری در کار می‌شود؟

این اطلاعات همیشه از طریق آزمایش‌های فنی یا بررسی‌های آزمایشگاهی قابل شناسایی نیست.

سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) نیز در راهنمای مهندسی عوامل انسانی تجهیزات پزشکی تأکید می‌کند که طراحی باید کاربران، محیط استفاده و نقاط تعامل کاربر با محصول را در نظر بگیرد و هدف آن کاهش خطاهای کاربری مؤثر بر ایمنی و اثربخشی باشد.

بنابراین، پزشک صرفاً «مصرف‌کننده نهایی» یک تجهیز پزشکی نیست؛ تجربه و بازخورد او می‌تواند یکی از ورودی‌های مهم فرآیند طراحی و توسعه باشد.

 

همکاری پزشک و تولیدکننده دقیقاً از کجا باید شروع شود؟

یکی از اشتباهات رایج این است که ارتباط پزشک و تولیدکننده را فقط به مرحله پس از ورود محصول به بازار محدود کنیم؛ یعنی زمانی که محصول تولید شده و از پزشک خواسته می‌شود نظر خود را درباره آن اعلام کند.

در یک فرآیند توسعه محصول ساختاریافته، همکاری می‌تواند بسیار زودتر آغاز شود.

۱. شناسایی نیاز واقعی

اولین مرحله، تشخیص یک نیاز واقعی در محیط درمان است.

برای مثال، ممکن است پزشکان یک مرکز درمان ناباروری در استفاده روزمره از یک تجهیز با یکی از مشکلات زیر مواجه باشند:

  • دشواری در کنترل محصول هنگام استفاده
  • طراحی نامناسب یک جزء از محصول
  • نیاز به نیروی بیش از حد برای انجام یک مرحله
  • خوانایی ناکافی نشانه‌های روی محصول
  • دشواری در باز کردن بسته‌بندی
  • ناسازگاری ابعاد یا طراحی با یک روش رایج درمانی
  • افزایش احتمال خطای کاربری
  • نیاز به اصلاح یا تغییر روش استفاده
  • دشواری در انتقال اطلاعات به اعضای جدید تیم درمان

تبدیل چنین تجربه‌هایی به «نیاز مشخص محصول» یکی از مهم‌ترین نقاط همکاری میان پزشک و تولیدکننده است.

سازمان جهانی بهداشت نیز در چارچوب ارزیابی نیازهای تجهیزات پزشکی، بر شناسایی نیازهای واقعی، شرایط استفاده، منابع موجود و محیط ارائه خدمات سلامت تأکید می‌کند.

۲. تبدیل تجربه بالینی به الزامات قابل اندازه‌گیری

استفاده از محصول باید راحت‌تر باشد» یک بازخورد مفید است، اما هنوز یک الزام فنی مشخص نیست.

تولیدکننده باید بتواند این بازخورد را به یک الزام قابل بررسی تبدیل کند.

برای مثال:

بازخورد پزشک:
«کنترل کاتتر هنگام استفاده دشوار است.»

الزام قابل بررسی:
«طراحی بخش کنترل باید امکان گرفتن و هدایت پایدار محصول را در شرایط تعریف‌شده فراهم کند.»

یا:

بازخورد:
باز کردن بسته‌بندی زمان‌بر است.

الزام:
بسته‌بندی باید امکان باز شدن سریع و کنترل‌شده را بدون آسیب به محصول و در شرایط مشخص محیط درمان فراهم کند.

این مرحله اهمیت زیادی دارد، زیرا تجربه بالینی باید به زبان طراحی، مهندسی، کیفیت و ارزیابی محصول ترجمه شود.

پژوهش‌های حوزه توسعه تجهیزات پزشکی نیز نشان داده‌اند که جمع‌آوری زودهنگام نیازهای کاربران می‌تواند نیازهای بالینی و سازمانی مهمی را آشکار کند؛ حتی در برخی موارد، اطلاعات کاربران می‌تواند باعث تغییر اساسی در مفهوم اولیه محصول شود.

۳. مشارکت در طراحی و نمونه‌سازی

پس از تعریف نیازها، تولیدکننده می‌تواند نمونه‌های اولیه را برای ارزیابی در اختیار کاربران تخصصی قرار دهد.

در این مرحله، پزشکان می‌توانند مواردی را بررسی کنند که در طراحی روی کاغذ یا حتی آزمایش‌های فنی ممکن است مشخص نباشد.

برای نمونه:

  • نحوه در دست گرفتن محصول
  • سرعت انجام مراحل کار
  • امکان مشاهده یا کنترل بخش‌های مهم محصول
  • سازگاری طراحی با تکنیک رایج پزشک
  • سهولت استفاده با دستکش
  • نحوه باز کردن بسته‌بندی
  • میزان نیاز به آموزش
  • احتمال اشتباه در استفاده
  • رفتار محصول در سناریوهای مختلف کاری

FDA در چارچوب Human Factors/Usability Engineering، استفاده از فرآیندهای ساختاریافته برای شناسایی و کاهش خطرات ناشی از خطاهای کاربری را در توسعه تجهیزات پزشکی توصیه می‌کند.

در اینجا نقش پزشک این نیست که جایگزین تیم طراحی یا مهندسی شود؛ بلکه تجربه بالینی خود را به فرآیند توسعه وارد می‌کند.

۴. ارزیابی نمونه اولیه در شرایط نزدیک به واقعیت

یک محصول ممکن است در محیط آزمایشگاهی عملکرد مناسبی داشته باشد اما هنگام استفاده در محیط واقعی، مسائل دیگری آشکار شوند.

برای مثال، شرایط واقعی یک مرکز درمان ناباروری شامل مواردی مانند:

  • فشار زمانی
  • حضور هم‌زمان چند عضو تیم درمان
  • استفاده از دستکش
  • آماده‌سازی محصول پیش از انجام پروسیجر
  • محدودیت فضای کاری
  • نیاز به هماهنگی بین پزشک و سایر اعضای تیم
  • تفاوت تجربه کاربران
  • الزامات مربوط به استریل بودن و کنترل آلودگی
  • ثبت و ردیابی اطلاعات محصول

است.

بنابراین، ارزیابی کاربردپذیری باید تا حد امکان شرایط واقعی یا نماینده محیط واقعی استفاده را در نظر بگیرد.

پژوهش‌های منتشرشده درباره مشارکت کاربران در توسعه تجهیزات پزشکی نیز نشان داده‌اند که کاربران مختلف نیازها، مهارت‌ها و محیط‌های کاری یکسانی ندارند؛ بنابراین اتکا به نظر یک فرد به‌تنهایی ممکن است تمام نیازهای کاربران را نشان ندهد.

به همین دلیل، برای محصولات مورد استفاده در مراکز درمان ناباروری، دریافت بازخورد از چند کاربر و در صورت امکان از چند مرکز با شرایط کاری متفاوت، می‌تواند تصویر کامل‌تری ایجاد کند.

۵. مدیریت ریسک؛ جایی که بازخورد بالینی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند

در تجهیزات پزشکی، هر تغییر طراحی الزاماً یک بهبود محسوب نمی‌شود. ممکن است تغییری که از نظر یک کاربر مطلوب به نظر می‌رسد، ریسک جدیدی ایجاد کند یا عملکرد دیگری از محصول را تحت تأثیر قرار دهد.

استاندارد ISO 14971:2019 چارچوب شناخته‌شده‌ای برای مدیریت ریسک تجهیزات پزشکی ارائه می‌کند. این فرآیند شامل شناسایی خطرات، ارزیابی و کنترل ریسک‌ها و پایش اثربخشی کنترل‌ها در طول چرخه عمر محصول است.

به همین دلیل، وقتی پزشک پیشنهادی برای تغییر یک محصول ارائه می‌کند، تولیدکننده باید بتواند سؤالاتی مانند موارد زیر را بررسی کند:

  • این تغییر چه خطری را کاهش می‌دهد؟
  • آیا این تغییر خطر جدیدی ایجاد می‌کند؟
  • آیا عملکرد محصول تغییر خواهد کرد؟
  • آیا مواد اولیه یا فرآیند تولید باید تغییر کند؟
  • آیا نیاز به آزمون جدید وجود دارد؟
  • آیا تغییر طراحی بر بسته‌بندی یا استریل‌سازی اثر می‌گذارد؟
  • آیا دستورالعمل استفاده باید اصلاح شود؟
  • آیا تغییر موردنظر از نظر الزامات قانونی و کیفیتی قابل اجرا است؟

بنابراین، بهترین همکاری زمانی شکل می‌گیرد که پیشنهاد بالینی وارد یک فرآیند رسمی بررسی، طراحی، مدیریت ریسک و اعتبارسنجی شود.

۶. چرا یک پزشک به‌تنهایی نمی‌تواند نماینده تمام کاربران باشد؟

در یک مرکز درمان ناباروری، کاربران یک محصول لزوماً تجربه یکسانی ندارند.

ممکن است یک متخصص زنان و ناباروری، یک جنین‌شناس، پرستار یا دستیار پزشکی، هر کدام با بخش متفاوتی از فرآیند کار درگیر باشند.

حتی میان دو پزشک متخصص نیز ممکن است تفاوت‌هایی در تکنیک، ترجیحات کاری، تجربه و محیط درمان وجود داشته باشد.

به همین دلیل، در توسعه یک محصول پزشکی بهتر است بازخورد کاربران با روش‌های مختلف جمع‌آوری شود؛ برای مثال:

  • مصاحبه ساختاریافته
  • مشاهده فرآیند کار
  • پرسشنامه
  • آزمون کاربردپذیری
  • جلسات تخصصی با کاربران
  • بررسی شکایات و بازخوردهای پس از عرضه
  • تحلیل موارد عدم انطباق
  • بررسی درخواست‌های مراکز درمانی
  • ارزیابی نمونه‌های اولیه

مطالعات منتشرشده در زمینه مشارکت کاربران در توسعه تجهیزات پزشکی نیز مصاحبه، پرسشنامه و آزمون‌های کاربردپذیری را از روش‌های مورد استفاده برای دریافت دیدگاه کاربران معرفی کرده‌اند.

۷. نقش مراکز درمان ناباروری فراتر از خرید محصول است

ارتباط یک مرکز درمان ناباروری با تولیدکننده نباید صرفاً به فرآیند خرید و تأمین محصول محدود شود.

یک مرکز درمانی می‌تواند در چرخه بهبود محصول نقش فعال‌تری داشته باشد.

برای مثال، مرکز می‌تواند بازخوردهای خود را در قالبی ساختاریافته ارائه کند:

  • چه مشکلی وجود دارد؟
  • این مشکل در چه مرحله‌ای رخ می‌دهد؟
  • چند بار مشاهده شده است؟
  • چه کسانی با آن مواجه شده‌اند؟
  • چه پیامدی برای روند کار ایجاد می‌کند؟
  • راه‌حل پیشنهادی کاربر چیست؟

این اطلاعات برای تولیدکننده بسیار ارزشمندتر از بازخوردهای کلی مانند “این محصول خوب نیست” یا “مدل قبلی بهتر بود” است.

هرچه بازخورد دقیق‌تر و قابل اندازه‌گیری‌تر باشد، تبدیل آن به اقدام اصلاحی یا توسعه محصول آسان‌تر خواهد بود.

۸. نقش تولیدکننده چیست؟

همکاری مؤثر یک رابطه یک‌طرفه نیست.

همان‌طور که پزشک باید نیاز بالینی را به‌صورت دقیق بیان کند، تولیدکننده نیز باید محدودیت‌ها و الزامات فنی، کیفی و قانونی را برای تیم درمان توضیح دهد.

یک تولیدکننده حرفه‌ای باید بتواند مشخص کند:

  • کدام پیشنهاد قابلیت تبدیل شدن به تغییر طراحی دارد؟
  • کدام تغییر نیازمند آزمون یا اعتبارسنجی است؟
  • چه تغییراتی ممکن است بر ایمنی محصول اثر بگذارند؟
  • چه مواردی به دلیل الزامات استاندارد یا قانونی امکان اجرای فوری ندارند؟
  • فرآیند بررسی شکایت یا بازخورد چگونه انجام می‌شود؟
  • تغییرات محصول چگونه کنترل و مستندسازی می‌شوند؟
  • چگونه می‌توان عملکرد محصول را قبل و بعد از تغییر مقایسه کرد؟

استاندارد ISO 13485:2016، که استاندارد بین‌المللی سیستم مدیریت کیفیت در حوزه تجهیزات پزشکی است، بر فرآیندهای مرتبط با طراحی، توسعه، تولید و ارائه محصول منطبق با الزامات ایمنی و مقرراتی تأکید دارد.

بنابراین، همکاری با پزشک زمانی بیشترین ارزش را ایجاد می‌کند که بازخوردهای بالینی وارد یک سیستم مدیریت کیفیت و توسعه محصول شوند.

۹. بازخورد پس از ورود محصول به بازار؛ یک منبع مهم برای توسعه نسل بعدی

فرآیند توسعه محصول با ورود آن به بازار پایان نمی‌یابد.

پس از عرضه، اطلاعات جدیدی از محیط واقعی استفاده به دست می‌آید. این اطلاعات می‌تواند شامل شکایات، پیشنهادها، موارد عدم انطباق، درخواست‌های مراکز، تجربه کاربران و اطلاعات مربوط به عملکرد محصول باشد.

این مرحله در صنعت تجهیزات پزشکی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا تولیدکننده می‌تواند با تحلیل داده‌های واقعی، نقاط قابل بهبود را شناسایی کند.

ISO 13485 بر مدیریت کیفیت در چرخه عمر محصول و همچنین فرآیندهای مرتبط با بازخورد و پایش پس از عرضه تأکید دارد.

در نتیجه، یک مرکز درمانی که بازخورد خود را به‌صورت منظم و مستند به تولیدکننده منتقل می‌کند، عملاً در ایجاد نسل‌های بعدی محصول نیز نقش دارد.

۱۰. یک مدل عملی برای همکاری پزشکان و تولیدکنندگان

برای مراکز درمان ناباروری، می‌توان یک فرآیند ساده و قابل اجرا برای همکاری با تولیدکنندگان تعریف کرد:

مرحله اول: شناسایی مشکل

مشکل یا نیاز بالینی را دقیق تعریف کنید.

مرحله دوم: مستندسازی

زمان، شرایط، محصول مورد استفاده و پیامد مشکل را ثبت کنید.

مرحله سوم: ارائه بازخورد

اطلاعات را به تولیدکننده یا واحد مسئول ارتباط با مشتری منتقل کنید.

مرحله چهارم: بررسی فنی و کیفی

تولیدکننده باید امکان‌پذیری تغییر، ریسک‌های احتمالی و الزامات قانونی و کیفی را بررسی کند.

مرحله پنجم: توسعه نمونه

در صورت امکان، راه‌حل پیشنهادی به نمونه اولیه یا نسخه اصلاح‌شده تبدیل شود.

مرحله ششم: ارزیابی کاربری

نمونه در شرایط کنترل‌شده و با مشارکت کاربران تخصصی ارزیابی شود.

مرحله هفتم: اعتبارسنجی و مدیریت ریسک

عملکرد، ایمنی، کاربردپذیری و ریسک‌های مرتبط بررسی شوند.

مرحله هشتم: تولید و کنترل تغییر

در صورت تأیید، تغییر در فرآیند رسمی طراحی و تولید اعمال و مستندسازی شود.

مرحله نهم: دریافت بازخورد مجدد

پس از استفاده، داده‌های جدید جمع‌آوری شود تا چرخه بهبود ادامه پیدا کند.

این رویکرد را می‌توان به‌صورت یک چرخه ساده در نظر گرفت:

نیاز بالینی ← طراحی ← نمونه اولیه ← ارزیابی کاربری ← مدیریت ریسک ← اعتبارسنجی ← تولید ← بازخورد ← بهبود محصول

 

همکاری مؤثر چه تفاوتی با سفارش محصول دارد؟

سفارش محصول معمولاً بر یک نیاز موجود تمرکز دارد؛ اما همکاری در توسعه محصول، نگاه بلندمدت‌تری دارد.

در سفارش، مرکز درمانی می‌گوید چه محصولی نیاز دارد.

در همکاری توسعه‌ای، مرکز درمانی می‌تواند توضیح دهد:

  • چه مسئله‌ای وجود دارد؟
  • این مسئله در چه شرایطی رخ می‌دهد؟
  • چه ویژگی‌ای می‌تواند آن را حل کند؟
  • چه محدودیت‌هایی در محیط بالینی وجود دارد؟

و تولیدکننده نیز بررسی می‌کند که چگونه می‌توان این نیاز را به یک محصول ایمن، قابل تولید، قابل اعتبارسنجی و منطبق با الزامات قانونی تبدیل کرد.

این تفاوت، نقطه اصلی گذار از «تولید بر اساس تقاضا» به «توسعه محصول بر اساس نیاز واقعی» است.

 

اهمیت این همکاری در تجهیزات حوزه ناباروری

در درمان ناباروری، بسیاری از اقدامات درمانی به دقت، تکرارپذیری، هماهنگی تیم درمان و استفاده صحیح از تجهیزات وابسته‌اند.

در چنین محیطی، طراحی یک تجهیز مصرفی تنها به انتخاب ماده اولیه یا شکل ظاهری آن محدود نمی‌شود. نحوه استفاده، کنترل محصول، بسته‌بندی، آماده‌سازی، نشانه‌گذاری، سازگاری با فرآیند درمان و احتمال خطای کاربری نیز اهمیت دارند.

راهنمای به‌روز ESHRE برای عملکرد مناسب آزمایشگاه‌های IVF نیز بر موضوعاتی مانند مدیریت کیفیت، ایمنی آزمایشگاه، ردیابی مواد و نمونه‌های زیستی و فرآیندهای مرتبط با کشت و انتقال جنین تأکید دارد.

این موضوع نشان می‌دهد که در محیط‌های درمان ناباروری، کیفیت محصول باید در ارتباط با کل فرآیند درمان دیده شود، نه به‌صورت یک ویژگی مستقل.

برای تولیدکنندگان تجهیزات حوزه ناباروری، ارتباط مستمر با پزشکان و مراکز درمانی می‌تواند به درک بهتر این فرآیندها و شناسایی نیازهای واقعی کاربران کمک کند.

 

چه بازخوردهایی برای یک تولیدکننده تجهیزات ناباروری ارزشمندتر هستند؟

اگر یک پزشک یا مرکز درمان ناباروری بخواهد بازخورد مفیدی به تولیدکننده ارائه کند، بهتر است بازخورد تا حد امکان مشخص و قابل بررسی باشد.

برای مثال، به جای:

استفاده از این کاتتر سخت است.

بهتر است گفته شود:

در مرحله X، کنترل بخش Y برای کاربر دشوار است و این مسئله در شرایط Z بیشتر مشاهده می‌شود.

یا به جای:

بسته‌بندی مناسب نیست.

می‌توان گفت:

باز کردن بسته‌بندی در شرایط معمول اتاق پروسیجر نیازمند دو مرحله اضافی است و ممکن است روند آماده‌سازی را کند کند.

چنین اطلاعاتی به تولیدکننده کمک می‌کند مسئله را بازسازی، اندازه‌گیری و برای آن راه‌حل طراحی کند.

 

یک چک‌لیست کوتاه برای مراکز درمان ناباروری

پیش از ارائه بازخورد درباره یک تجهیز پزشکی، این پرسش‌ها را بررسی کنید:

–  مشکل دقیقاً چیست؟

–  مشکل در کدام مرحله از فرآیند ایجاد می‌شود؟

– چه افرادی با مشکل مواجه می‌شوند؟

– مشکل چند بار یا در چه شرایطی رخ می‌دهد؟

–  آیا مشکل به طراحی محصول، بسته‌بندی، دستورالعمل یا فرآیند استفاده مربوط است؟

–  آیا مشکل می‌تواند ایمنی بیمار یا کاربر را تحت تأثیر قرار دهد؟

–  آیا پیشنهادی برای اصلاح وجود دارد؟

–  آیا می‌توان مشکل را با یک مثال مشخص توضیح داد؟

–  آیا بازخورد توسط بیش از یک کاربر یا عضو تیم درمان مشاهده شده است؟

این نوع اطلاعات می‌تواند کیفیت ارتباط میان مرکز درمانی و تولیدکننده را به شکل محسوسی افزایش دهد.

 

از بازخورد پزشکان تا تولید تجهیزات پزشکی بهتر

توسعه تجهیزات پزشکی یک فرآیند چندرشته‌ای است. مهندس، متخصص کیفیت، کارشناس رگولاتوری، تولیدکننده و پزشک هر کدام بخشی از مسئله را می‌بینند.

پزشک با نیاز بالینی و تجربه استفاده از محصول مواجه است. تولیدکننده دانش طراحی، مواد، تولید و کنترل کیفیت را در اختیار دارد. متخصص کیفیت و رگولاتوری الزامات لازم برای اطمینان از ایمنی و انطباق محصول را دنبال می‌کند و متخصص عوامل انسانی می‌تواند تعامل میان کاربر، محصول و محیط استفاده را ارزیابی کند.

زمانی که این تخصص‌ها در یک فرآیند منظم در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، احتمال شناسایی زودهنگام مشکلات و طراحی محصول متناسب‌تر با نیاز واقعی افزایش می‌یابد. این رویکرد با اصول مطرح‌شده در استانداردهای مدیریت کیفیت و مدیریت ریسک و همچنین راهنماهای بین‌المللی حوزه عوامل انسانی هم‌راستا است.

برای شرکت‌هایی که در حوزه تجهیزات مصرفی ناباروری فعالیت می‌کنند، این همکاری اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا فاصله میان طراحی محصول و محیط واقعی درمان باید تا حد امکان کاهش پیدا کند.

 

بهراد رویش رویان؛ ارتباط نزدیک با نیازهای مراکز درمانی

شرکت بهراد رویش رویان فعالیت خود را در حوزه تولید تجهیزات پزشکی مصرفی مرتبط با ناباروری آغاز کرده و محصولاتی از جمله کاتتر انتقال جنین، نیدل پانکچر، پایپل بیوپسی و کاتتر IUI را در سبد محصولات خود قرار داده است.

در چنین حوزه‌ای، ارتباط با مراکز درمان ناباروری و متخصصان این حوزه می‌تواند یکی از منابع مهم برای شناخت نیازهای واقعی بازار و شناسایی فرصت‌های توسعه محصول باشد.

هدف از چنین ارتباطی صرفاً دریافت نظر درباره یک محصول موجود نیست؛ بلکه ایجاد یک مسیر ارتباطی مستمر است که در آن تجربه کاربران، نیازهای بالینی، الزامات کیفی و امکان‌پذیری فنی در کنار یکدیگر بررسی شوند.

آینده تجهیزات پزشکی تا حد زیادی به همین ارتباط میان دانش بالینی و دانش تولید وابسته است؛ ارتباطی که می‌تواند از یک مسئله واقعی در محیط درمان آغاز شود و در نهایت به طراحی و تولید محصولی متناسب‌تر با نیاز کاربران منجر شود.

 

جمع‌بندی

همکاری پزشکان و تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی زمانی بیشترین ارزش را ایجاد می‌کند که از مرحله فروش و مصرف محصول فراتر رود و از ابتدای شناسایی نیاز تا طراحی، نمونه‌سازی، ارزیابی، مدیریت ریسک و پایش پس از عرضه ادامه داشته باشد.

برای پزشکان و مراکز درمان ناباروری، ارائه بازخورد دقیق و ساختاریافته فرصتی برای انتقال تجربه بالینی به فرآیند توسعه محصول است. برای تولیدکنندگان نیز این همکاری فرصتی برای شناخت بهتر محیط واقعی استفاده و توسعه محصولاتی است که از نظر ایمنی، کاربردپذیری و نیازهای بالینی با شرایط واقعی درمان هماهنگ‌تر باشند.

در نهایت، تجهیزات پزشکی موفق حاصل همکاری یک گروه واحد نیستند؛ نتیجه تعامل میان دانش پزشکی، مهندسی، کیفیت، رگولاتوری و تجربه کاربران هستند.

 

 

منابع

[1] U.S. Food and Drug Administration (FDA). Applying Human Factors and Usability Engineering to Medical Devices. Guidance for Industry and FDA Staff. Final Guidance, August 2026.

[2] U.S. Food and Drug Administration (FDA). Content of Human Factors Information in Medical Device Marketing Submissions. Final Guidance, May 2026.

[3] International Organization for Standardization (ISO). ISO 14971:2019 — Medical devices — Application of risk management to medical devices. ISO, 2019; current version confirmed 2025.

[4] World Health Organization (WHO). Needs Assessment for Medical Devices. WHO Medical Device Technical Series, 2011.

[5] Shah SG, Robinson I. User involvement in healthcare technology development and assessment: structured literature review. International Journal of Health Care Quality Assurance. 2007;20(1):15–24. DOI: 10.1108/09526860610687619.

[6] Martin JL, Clark DJ, Morgan SP, Crowe JA, Murphy E. A user-centred approach to requirements elicitation in medical device development: a case study from an industry perspective. Applied Ergonomics. 2012;43(1):184–190. DOI: 10.1016/j.apergo.2011.05.002.

[7] Money AG, Barnett J, Kuljis J, Craven MP, Martin JL, Young T. The role of the user within the medical device design and development process: medical device manufacturers’ perspectives. BMC Medical Informatics and Decision Making. 2011;11:15. DOI: 10.1186/1472-6947-11-15.

[8] International Organization for Standardization (ISO). ISO 13485:2016 — Medical devices — Quality management systems — Requirements for regulatory purposes. ISO, 2016; current version confirmed 2025.

[9] European Society of Human Reproduction and Embryology (ESHRE). Revised Guidelines for Good Practice in IVF Laboratories. 2026.

سبد خرید